تبليغاتX
فرهـــنگ ایرانیـــــــــــــــــــــــان
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
خدایان کاسیتها برداشت از وبلاگ تاریخ قوم لر

خدایان کاسیتها ( کاسیان)

احد رستگار فرد
loorpm@yahoo.com

اینکه کیش و باورهای دینی کاسیان چه نام داشته و یا چگونه بوده به روشنی بر ما آشکار نیست . چه گستردگی  ( که گاه از مرکز ایران کنونی تا سواحل مدیترانه بوده ) و بر سرراه  شمال به جنوب و شرق به غرب بودن سرزمینهای ایشان و همچنین فرمانروایی ایشان برای مدت زمان زیادی ( نزدیک به 650 سال )  بر بابل و میانرودان وهمچنین تاثیرهای متقابلی که در طول سالیان زیاد فرهنگ ایشان با دیگر فرهنگهای همسایه داشته است . دگرگونهای بسیاری را در آراء و باورهای اشان پدید آورده . چنانکه همان اندازه که رد پای ادیان هندو ایرانی و آریایی را می توان در کیش ایشان دید . نشانهای فراوانی نیز از ادیان میانرودی را می توان در باورهای ایشان یافت . گاهی باورهای نخستین مهر پرستی را نیز - بصورت شفاهی - در آن می توان دید .

هر چند که از کیش ایشان چیز زیادی به جا نمانده اما می توان گفت که کاسیان هنگام ورود به ایران و کوههای زاگرس  ( همچون دیگر گروههای هندو ایرانی و آریایی) کیش و باورهای دینی گذشته خود را بهمراه داشتند و آنرا با باورهای بومیان سرزمین و همسایه های نوین خود در آمیختند . و شاید بتوان گفت که در هنگام ورود ایشان به لرستان پایه های نخستین مهرپرستی و زردتشت بصورت شفاهی در حال پی ریزی شدن بود . با خواندن و دقت در «گاتها» که کهن ترین بخش اوستا می باشند و همچنین « ریگ ودا » می توان تا حد زیادی به حال و هوای دینی ان زمان( پیش از ظهور اشو زردتشت ) پی برد . حال و هوای که بصورت متجسم در مفرغهای بدست آمده ( به ویژه بتها و دیگر وسایل مذهبی و نذری ) از آن زمان در برابرما قرار می گیرند . زمانی پر از خدایان و دیوان کهن آریایی و خدایان نوزاد کاسیتی .

گرچه از کیش کاسیان جز نام چند خدا و یا چند بت و نقشهای ایشان چیزی به جا نمانده . با اینهمه اینرا نیز می دانیم که پرستش خدایان بیشمار را کاسیان در بابل گسترش دادند هرچند که این چندین خدایی نتواست تا پایان فرمانروایی ایشان بر بابل پایدار بماند . اما قدر مسلم این کیش و آیین همان آیینی است که بعدا و در زمان ظهور اشو زردتشت از آلودگیها و خرافات پالوده شد و بدست درمان گر این پیامبر ایرانی رنگی یگانه پرستانه ، و بدور از گژاندیشیها و ناپاکیها  بخود گرفت . و تاثیر عظیم و انکار ناپذیر آنرا در ادیان بعدی ایرانی نمی توان نادیده گرفت . بگونه ای  که بعدها  نام بسیاری از خدایان و ردپاهای بسیاری از باورهای کاسیان را می توان در انگاره ها و باورهای دینی  مادها و پارسها و ... به روشنی دریافت . امروزه نیز می توان  در رفتار مردمان لرستان کنونی ردپای بسیار از باورهای آن زمان را پیدا کرد که هنوز هم بصورت زنده و پویا وجود دارند هرچند رنگی اسلامی گرفته اند اما جوهره ای بس کهن تر دارند .

 آنچه که در بالا آمد تنها پیش زمینه ای بود برای جستارهای پسین که در آینده گفته خواهد آمد . در این جستار برآنیم تا چند نام برجایی مانده از خدایان کاسیان – و همچنین برابرهای آنها را در میان اقوام و فرهنگهای دیگر - را برای شما بازگو کنیم .

   1- کاشو ( KAshu ) ، کاششو( KAshshu ) ، کاشوآ ( kAshuA ) * :

خدائی مرد ، خدای پدر نگهبان و نگهدارنده قوم کاسیت ، خدای سودمند

نام (پدر) نیایی قوم کاسیت که ایشان خود را از تخمه او می دانسته اند  و خود را به نام او کاسیت نامیده اند .

تا اندازه ای می توان او را با  « زئوس پاتر » یونانیها ، « یوپیتر» رومیها « داگدا » سلتی یکی دانست  . گویا همان « دایوس پیتار » آریایی ( پدر آسمانی ) باشد .

دیاکونف برآنست که شاید این نام لفظ اکدی باشد .

2- گیل گامش (Gil GAmesh)   ، گیل گامس (Gil GAmes)  :

خدائی مرد ، نگهبان و نگهدارنده شبانان و گله های گوسفند و بز و جانداران  ، خدای سودمند

  پیرامون این خدا در گفتارهای پسین بیشتر سخن گفته خواهد شد . بنابر لوح های گلی بدست آمده او فرمانروایی شهر« اوروک » بوده است . که در پی گیاه زندگانی جاوید رنجها و سختیهای بسیاری می کشد و به سرزمین مردگان می رسد و نیایی خویش « نه پیش تیم » ( یا همان کسی که داستان او بسیار همانند داستان نوح  پیامبراست – نوح بابلی) را می بیند و با کمک او گیاه زندگی جاوید را بدست می آورد . در هنگام بازگشت گیاه را در زورقی می گذارد که ماری برآن دست می یابد و ان را از چنگ « گیل گمش» در می آورد . و ... نیز نگاه کنید به گیل گامش

اینکه این فرمانروایی بزرگ ، پهلوان و توانمند بابلی چگونه در باورهای کاسیتها  یک قهرمان – خدا شده است جایی پژوهش دارد .اما گیل گامش خدای کاسیتها را می توان با « ولوس » اسلاوها و « پان ، آپولون » یونانی برابر دانست .

3- اشی (ashi)  :

خدائی زن ، خدای مادر ، خدای سودمند

تواناییها و کارکردهای که برای او گفته شده فراوان و بسیار گوناگون است . که در اینجا به بازگو کردن برخی  از برجسته ترین آنها بسنده می شود :

خدای زیبایی ، زایش ،  باروری ، بارداری ، نمو ، رویش ، آبادانی ، نگهدارنده دختران جوان و زنان باردار و کشت های کشتزارها ، روئیدنیها ، گیاهان بارور و باغات و نگهبان و نگهدارنده پیمان و راستی و پاکی,  نگهبان آتش درون آتشگاه خانه ها می باشد .

او را کهن تر از میترا ، اهورا مزدا و آناهیتا در دین زردتشتی می دانند . همچنین او را خواهر « سروش » می دانند .

بنابر کارکردهای فراوان این ایزد بانو تا اندازه ای می توان او را با « گایاماتر، افرودیته ، آتنه ، هستیا » یونانی و « پریتیوی ماتار » هندی ( همان مادر زمین ) و« ایشتار» بابلی و« ایزیس » مصری ، « ساتورنوس ،کرس ،فلورا ، وستا ، پومونا ، لارس ، پالس ، فونوس ، سرس ، دیان یا دیانا ، ونوس ، آرتمین و از همه بیشتر ترمینوس » رومی و « اپونا » ی سلتی یکسان دانست . نیز نگاه کنید به اشی کهن نامی زیبا و زیبنده دختران لر

4- سروش (Surosh) :  

خدائی مرد ، خدای  بخشندگی و راستگویی و نیک رفتاری و نیک کرداری  ، خدای سودمند

در میان کاسیتها قهرمان – خدائیست که برادر و همکار و همیار و دستیار خدای « اشی»  می باشد . 

در آیین زردتشت با خدای آفتاب ( مهر ، میترا ) برابری می کند  .

 5- سوریاش ( SuriAsh) ، شوریاش (ShuriAsh) ، شوریش ( Shuriash ) ، ساه / سح ( sah ) ، ساخ ( Sax )  :

 خدائی مرد ، خدای پرتو و نور خورشید ، خدای نور ، خدای خورشید (ستاره خورشید) ، خدایی سودمند

همان سوریا ( SuriA) ( خدای پرتو آفتاب ) یا ساوینار ( خدای شعاع خورشید ) می باشد .

با « تموز» ( tamouz ) و بویژه « شمش یا شمس » بابلی ، « بابار » سومری ، « نپتون » و بویژه « هلیوس » یونانی ( که سوار بر ارابه ای از شرق آسمان به غرب آسمان سفر می کند ) ، « آپولون » رومی  ، « هوروس » مصری ، « یلونوز » سلتی و « دزی باک » اسلاو برابری می کند.  و نیز با اوتو ( utu ) سومری که ، خدای حقیقت و عدالت و صحت می باشد و دانشمندی است  ناصح  و عادل که برای حمایت از حق در برابر شر ایستادگی و با آن نبرد می کند خدایی که حامی شاهان و خاندان ایشان است و دارای دو معبد با نام « ا-ببر E-babar» ( خانه سفید ) در شهرهای « سیپار SipAr  » در اکد و « لارسا LArsA» واقع در جنوب سومر بود . و همواره او را با ریش دراز و بازوان بلند و کشیده  و در حالی که که یک « اره هرس » دارای تیغه کمانی و دندانه های درشت و ناهموار را تهدید وار در هوا می چرخاند نمایش می دهند قابل مقایسه است .

 

6- سومالیا ( Su mAliA ) ، شیمالیا (ShimAliyA) ، شیمالی ( ShimAli )  ، سوملیه ( Su malia )  ، شوملیه ( Shu malia ) :

ایزد بانوی چکاد کوهها و رودها و آبهای  روان  از کوهها ، خدای سودمند

این خدای زن همچون « شیوای  هندی »  گاه  چنان خشمگین و کینه توز بوده که سیلابها را از کوهها بسوی مردم روانه می کرده و گاه چنان مهربان و دلسوز بوده که جویبارها را برای رهایی مردمان از تشنگی روان می ساخته .

این خدا تا اندازه ای  با « رودره » ، « ویشنو » هندی  و « فاونوس ، والترانوس » رومی ، « یو ، پوسیدون ، آرمیس » یونانی ،  برابری می کند . گویا همان « شیبارو » ( یا سیمالیا و هیمالیا در سانسکریت ) باشد .

شاید بتوان گفت که واژه « مله - Mela  » که در زبان لری به معنی گردنه و راه سخت گذر کوهستانی است بگونه ای یادآور و یا بازمانده نام این خدا باشد .

 7- بوریاش (BuriAsh) ، بودیاش ( budiAsh ) ، هودهه (  hudheh) ، - هوذا (HozAh )  ، هودا (HodAh) :

 خدائی مرد ، خدای آذرخش و باد و طوفان و باران ، خدای باران بارور - باران جان بخش ( بارانهای سودمند ) -  ، در بر دارنده قدرت توفانهاست ، خدای سودمند

 که در آسمانهاست و به تندی باد و باران می دود و در آسمان سرگرم  نوازندگی و پایکوبی و دست افشانی است . نماد او در نزد کاسیان آذرخش بوده .

و با ادد ( adad ) ، ادو ( addou ) ، اده ( addeh ) اکدی که مرکز پرستش اش شهر کرکارا (  ( karkArA یا کرکره ( karkareh ) واقع در بابل بوده و آذرخش  و گاهی نیز نهری جاری نشان او بوده است و مرکبش اژدر- شیر یا ازدر – ورزا بوده . قابل مقایسه است . و نیز با  مر( mar ) یا ور ( War ) مناطق سامی نشین غرب بین النهرین ، ایشکور ( ishkur )  سومری  خدای سیل وطوفان جنوب سومرکه نشان اش باد بوده و او را سوار بر اژدر- شیر نمایش می دهند و همچنین تشوپ (teshup) هوری ، وتا اندازه ای با « بورئاس » یونانی( خدای باد شمالی) و« دونا ، تور » سلتی و « استیموس مگزیموس » رومی  و « پرون » اسلاو  برابری می کند . گویا همان «ماروت » هندی باشد .

 8- ماراتاش( MArAtAsh) ، ماروتاش ( MArutAsh)  ، مروتش ( Marutash ) ، گیدار ( Gi dAr)   :

خدائی مرد ، خدای جنگ و نگهبان جنگجویان  ، خدای سودمند

در میان کاسیان نماد این خدا خیش است .

این خدا با خدای سومری ، نی نورتا ( Ni nortA) ، نی نورته (Ni norte)   خدایی که در داستان آفرینش ( در کیش بابلیان) سرکرده سپاه نور در مبارزه با تاریکی  بوده است یکی می باشد .نی نورته معبدی با نام ا- شو - مه - شه ( E-sho-meh-sha ) در نیپور داشته دارای اشتراک بسیار فراوانی با خدای سومری دیگری به نام  نین گیرسو ( nin gir sou ) می باشد تا ان حد که این دو خدا درهم آمیخته شده و به یک خدا تبدیل شده اند . این خدای سومری از یک سو خدایی جنگجو و کشور گشا ست و از سویی دیگر خدایی کشاورز و حامی کشاورزان می باشد و در فرهنگ نوآشوری نشان او پرنده ای نشسته بر روی شاخه درختی است .

اینکه این خدا از فرهنگ کدامیک ( کاسیان و بابلیان) به فرهنگ دیگری راه یافته روشن نیست . اما این خدای کاسیت با « بوریا » ی هندی و « بوریا» ی روسی  یکسان است . و تا اندازه ای با « توتاتیس ، ادین ، دان » سلتی و « آرس » یونانی و « مارس ، مریخ ، کرینوس » رومی برابری می کند .

 

9- شیپاک ( ShipAk ) ، شیپک ( Shipak ) :

خدائی مرد ، خدای آسمان و زمین و برپا کننده هماهنگی در جهان  ، خدای سودمند

با « مردوک » بابلی برابری می کند .

 

10- هاربه (HArbe)  ، هربه ( Harbe  ) :

خدایی مرد ، خدای زمین ( خدای نگهدارنده و نگهبان و پاسدار سرزمینها ،شهرها و روستاها ) ، خدای سودمند

کاسیان بزرگترین پرستشگاه این خدا را در پایتخت خویش ، یعنی شهر دور- کوریگلزو ( dour - koriglozou  ) ( اقر غوف امروزی ) بنا کرده بودند .

از نظر ستاره شناسی با صورت فلکی عوا یکی است .این خدا همانند خدای سومری « ان لیل » ( en - lil)- خدای کوهستان بزرگ شرقی ، پادشاه سرزمینهای سخت زیست و نا مساعد ( شاید این کوهستان بزرگ و نامساعد برای زندگی همان کوههای زاگرس باشد ) ، « اللیل » (El-lil) اکدی ، « آنو » (Anou) یا « آن » ( An ) بابلی (خدای شهر نیپور) که معبد بزرگش ا- کور (E – kour )(به معنی - خانه کوهستان ) در شهر نیپور بود- می باشد  .« ان لیل » که گاهی نیز با نام « نونمنیر» ( Nou-nemenir ) خوانده شده است .  همچون  آشور همواره با کلاه شاخ دار که نماد او نزد نو- آشوریان است تجسم به تصویر کشیده می شده است ، مرکبش اژدر- مادر است .

 

11- شی خو (She xu) ، شیحو (She hu) :

خدائی مرد ؛ خدای زمین (هر جا که خاک باشد ، خشکیها )

برابر « های دس » یونانی و «دانو یا آنو» سلتی می باشد .

 

12- کامولا ( KAmulA) ، کامول ( KAmul) :

خدائی مرد ، خدای  پرباری کشتزارها ، آبهای زیر زمینی و آبها ( دریا ها و دریاچه ها و برکه ها و ...) ، خدای سودمند

با خدای « آئا یا انکی »  خدای خدایان سومری برابری دارد .

 

13- شوگاب (Shu gAb) ، شوکامونا (Shu kAmunA) ، شومو (Shu mu)  :

خدائی مرد ، خدای آتش زیر زمینی و نگهبان و نگهدار شاه خاندان شاهی ، خدایی ستیزه جو و منتقم

دیاکونف می گوید : " در دوره کاسیان در لرستان یا اطراف آن شعله های ناشی از مواد نفتی وجود داشته و ایشان این خدا را به این جهت نامگذاری کرده اند " .

در نزد کاسیان نماد این خدا چراغ پیه سوز است که می توان آن را بر روی کودوروها به وفور دید .

در زمان پارتیان این خدا را با هرکول یونانی برابر می دانستند .

معادل « نرگل » ( nergel ) یا « اره » ( arra )  بابلی – که خدای جهان زیرین آتشهای جنگل ، تبها و طاعون بوده و معبد بزرگش با نام ا- مسلم ( e-maslam )( به معنی : خانه مسلم ) و گاهی نیز با نام مسلمته – ائا (maslamate-e-A ) (به معنی : کسی که از مسلم پیش آمده ) خوانده می شده در شهر کوتو (koutu) بوده و دیگر مرکز پرستش او مشکن – شاپیر( mashken-shapir ) (نام کنونی : تل ابو زواری ) نام داشته – معادل است . هماره این خدای بابلی - که گاهی ستیزه جو و جنگجوی بسیار خشن و سرشتش از تخریب و تباهی آگنده بوده - را می توان با ردای بلند و یک پای برهنه و عریان که به اندازه یک گام به جلو آمده و بر روی یک انسان لگد مال شده قرار گرفته است و شمشیری هلالی شکل در یک دست و عصای سلطنتی دوسر یا یک سر با سرشیر در دست دیگرش  از دیگر خدایان باز شناخت .

همچنین شوکامو را می توان با « نوسکه » ( nouske ) یا « نوسکو » ( nouskou ) سومری - که خدای آتش و نور و نیز سوزاننده ساحران و باطل کننده سحر ایشان می باشد – و همچنین با « نسوه » ( nasoueh ) نو-آشوری یا همان « نسک » ( nask ) آرامی مقایسه نمود.

14- می ری زیر (Me re ZIr) :

ایزد بانوی پرباری  کشت و کشاورزی و میوه ها و ..

برابر با « دمتر » یونانی می باشد .

و دیگر خدایان کاسیان که تنها از ایشان نامی بر جای مانده  :

15- هالا (HAlA) ، گولا (GulA)

16 – تورگو ( Turgu )

17- رشنو (  Rashnu) : که هم اینک مردمانی با این نام خانوادگی در لرستان زندگی می کنند . شگرف اینکه این گروه  گویشی ویژه خود دارند .که تنها ایشان از ان اگاهند .و گفتن به آن را می توانند.

18- باگاس (BAgAs) ، بوگاس ( BugAs ) ،  بوگاش (BugAsh) ، بوگش ( bugash )   :

که این واژه با واژه های « باگای » پارسی باستان و « بوگوی  » اسلاو کهن یکی می باشد . و در فارسی امروزه  « بگ » ، « بغ » گفته می شود . ناگفته نماند که هم اینک در جنوب غرب خرم آباد جایی به نام « بووآس » هست که بازمانده یک پرستشگاه بسیار کهن در آن دیده می شود . و به گونه ای یادآور این نام است .

با یاری گرفتن و سود جستن  از :

1-     جلد 5 و 6  فرهنگ زنده یاد دکتر محمد معین *** امیرکبیر ** چاپ هشتم 1371

2-     ادیان و مذاهب جهان – جلد 1و2 – سید صادق بنی حسینی – 1372

3-     تاریخ جامعه ادیان – جان بی ناس – علی اصغر حکمت – چاپ سیزدهم 1382 بهار –علمی فرهنگی

4-     تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان –جلد نخست- سرور حمید ایزدپناه-1376-انجمن آثار و مفاخر فرهنگی

5-     لرستان و قوم کاسیت (کاسیان) – محمد سهرابی –1376- افلاک

6-     آثار ایران- آندره گدار- ابوالحسن سرو مقدم – آستان قدس رضوی – 1366

7-     ایران در عهد باستان – جواد مشکور- اشرفی – 1363

8-     ایران سپیده دم تاریخ – جورج کامرون – حسن انوشه – علمی فرهنگی – 1365

9-     ایران از آغاز تا اسلام – گیرشمن – محمد معین ، تصحیح میترا مهرآبادی - نشردنیای کتاب- 1381

10- اوستا – گزارش جلیل دوستخواه

11- پیش از تاریخ در جنوب غرب ایران – فرانک هول – سکندر امان اللهی – اداره فرهنگ لرستان

12- شناخت هویت زن ایرانی – زهرا لاهیجی – مهر انگیز کار – روشنگر – تهران 1373

13- مطالعات جغرافیایی غرب ایران – دمرگان – کاظم ودیعی – چهر تبریز – 1339

14- هنر ایران دوره ماد و هخامنشی – گیرشمن – عیسی بهنام- علمی فرهنگی تهران – 1370

15- تاریخ ماد – دیاکونف- کریم کشاورز

16- دانشنامه مزدیسنا – دکتر جهانگیر اوشیدری – نشر مرکز – چاپ نخست 1378

17- شناخت اساطیر ایران – جان هینلز – زاله اموزگار ، احمد تفضلی – چشمه – چاپ هشتم 1382

18- از اسطوره تا تاریخ – دکتر مهرداد بهار – چشمه – چاپ سوم تابستان 1381

19- فرهنگنامه خدایان و دیوان ... بین النهرین باستان – جرمی بلک ، انتونی گرین – پیمان متین

– امیرکبیر – چاپ نخست 1383

                         

|+| نوشته شده توسط گمنام در شنبه بیست و نهم مهر 1385 و ساعت 21:13 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar