| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
جشن تیرگان (برداشت از سایت کهن دیاران)
يكي از كهن ترين جشنهاي ايران باستان جشن تيرگان يا آب پاشان است. در گاهشماري ايران باستان، سال به دوازده ماه سي روزه تقسيم ميگرديد، كه جمعاً سيصد و شصت روز مي شد. پنج روز باقيمانده را به آخر ماه هشتم مي افزودند، هر روز از روزهاي ماه به نامي خوانده ميشد كه مفهوم و معني خاصي داشت و معمولاً نام يكي از اسپندان، يا يكي از ايزدان يا فرشتگان آيين ايرانيان بود. و چون نام روز و ماه با هم موافق مي افتاد، آن روز را جشن مي گرفتند. سيزدهمين روز هر ماه تير نام داشت و روز سيزدهم تير ماه (روز تير در ماه تير) جشن گرفته ميشد. جشن تيرگان با آب پاشان كه در فصل تابستان و هنگام كمبود باران برگزار مي گرديد. در حقيقت نوعي مراسم طبيعت باران بود كه از دوره مادها تا كنون اجرا مي شود. در اين روز مردم به يكديگر آب ميپاشيدند، كهن ترين سندي كه در آن به برگزاري جشن تيرگان در دوره مادها اشاره شده است، تلمود بابل و تلمود اورشليم است. در تلمود اورشليم چنين آمده است: … در بابل سه عيد دارند و در مد سه عيد. اعياد بابلي عبارت است از: موهري كونوني و كونونا و اعياد مدي، نوسرد، تريسكي و مهرنكي، ظاهراً نوروز، تيرگان و مهرگان هستند، در تلمود بابلي اعياد ايرانيان را با تصحيف زياد چهار عيد ذكر مي كند. در بيست مقاله تقي زاده، در مقاله اي تحت عنوان، «جشنهاي ايراني كه مسيحيان پذيرفته و يهوديان طرد كرده اند.» مجاور بخش «جشنهاي ايراني و يهوديان» درباره اين عيد كهن ايراني توضيح كافي داده است. تقي زاده در اين مورد چنين مي نويسد: «در تلمود از نو سرد به عنوان جشني ايراني متمايز از نوروز نام بردهشد. در قسمتي از آن كتاب به نامه ابدزر Abadezer كه اعياد مشركان مورد بحث قرار گرفته و مراعات آنها حرام شناخته شده از سه جشن ايراني سخن رفته است، اسامي اين جشنها با آنكه درست تعقط نشده هيچ جنبه معمايي ندارد و در تلهود بابلي، همانگونه كه لازاروس گولد تسهيلات مترجم تلمود به زبان آلماني اشاره كرده، عدد جشنها چهار است، ولي در تلمود اورشليم كه فقط نام سه جشن مادي آمده،اسامي نسبتاً واضح تر است. اين نامها عبارتست از، موتردي Mutardi، تريسكي Turyaskai، مهرنكي Muharnekai كه به آساني مي توان تشخيص داد كه همان نوسرد، تيرگان و مهرگان است و اين مطلبي است كه تاكنون چند نفر از داشنمندان آن را بيان كرده اند، چهار جشن ايراني كه در تلمود بابلي آمده نيز قطعاً همان جشن هاست كه نامشان در تلمود اورشليم آمد. منتهي نام نوروز بر سه نام ديگر افزوده شده، اين اسامي عبارتست از متردي، تريسكي، مهرنكي و مهرن، دو نام دوم و سوم اشكالي ندارد و بي ترديد تيرگان و مهرگان است. اولي به اغلب احتمال كتابت غلطي از مسردي است كه صورتي از نسردي رايج ميان اقوام آرامي زبان بينالنهرين بوده است. معني اين هر دو كلمه در آرامي، اول سال و آب افشاندن و نيز نوبر خرما دست، و مهردي بدون شك همان نوسردي است كه نون آن به ميم بدل شده است. در اين مسترديسني، تيرنام فرشته باران است، اين نام در ادبيات مزديني، تيشتريه، در زمان پهلوي تيشتر و در زبان فارسي تشتر ذكر شده است. يكي از قطعات بسيار دلكش اوستا كه «تيريشت» ناميده شده در نيايش فرشته باران است كه در پرتو كوشش او زمين پاك اهورايي از بخشايش باران برخوردار مي گردد و كشتزارها سيراب مي شود. در تيريشت ستاره تشتر به صفت آب آورنده و دارنده نطفه آب موصوف شده است. تا زياني كه پس از سقوط ساسانيان به ايران زمين تاختند، يا تمدن و فرهنگ گرانبار ايران مواجه شدند آنان نه فقط موفق به قطع رشته علائق و پيوند اين كهنسال با اعياد ملي و سنن باستاني نگرديدند بلكه حتي تا سده سوم هجري قمري، پاره اي جشنهاي ايرانيان در پايتخت خلفاي عباسي برگزار مي شد. معتضد، خليفه عباسي، در سال 282ه.ق برگزاري جشن نوروز، و آب پاشيدن و آتش افروختن و ساير رسوم ايرانيان را ممنوع اعلام كرد. ابوريحان بيروني از جمله نخستين نويسندگان ايراني است كه دربان تيرگان مطالبي نوشته و علت برگزاري جشن تيرگان را جنگ افراسياب توراني و منوچهر ايراني و پرتاب تير به وسيله آرش براي تعيين مرز ايران و توران و خارج ساختن ايرانيان از حصار دانسته است، نكته بسيار با ارزش داستان ابوريحان بيروني پرتاب تير و جانبازي آرش در راه ميهن است، آرش آگاهي كامل داشت كه با پرتاب تير پاره پاره خواهد شد ولي مانند هر ايراني پاك نژاد جان بركف نها و آماده جانبازي در راه وطن گرديد ابوريحان در اين مورد چنين مي نويسد. ابوريحان در جايي ديگر در مورد جشن آب پاشان مي نويسد. «… در اين روز مردم به يكديگر آب مي پاشند و سبب اين كار همان سيب اغتسال است و برخي گفته اند كه علت اين است كه در كشور ايران ديرگاهي باران نباريد و ناگهان به ايران سخت بباريد و مردم به اين باران تبرك جستند و از اين آب به يكديگر پاشيدند و اين كار همين طور در ايران مرسوم بماند.» زكريا قزويني نويسنده سده هفتم هجري قمري آغاز جشن آب پاشان را دوره ساسانيان و سلطنت فيروز ساساني و انگيزه آن را قحطي شديد و توسل و دعاي فيروز به درگاه خداوند و اجابت آن از سوي پروردگار دانسته است. در درون صفويه جشن آبريزگان در اكثر نقاط ايران برگزار مي گرديد و از پادشاهان صفوي شاه عباس به برگزاري اين جشن توجه زيادي داشت تا آنجا كه به صورت يكي از جشنهاي مورد علاقه شاه عباس در فصل تابستان در آمده بود، علاقه او به اين جشن به حدي بود كه گاهي شخصاً در مراسم آن شركت مي جست. گوينده نامعلوم تاريخ منظوم شاه عباس نيز عيد آب پاشان را كه به فرمان او در چهارباغ اصفهان برگزار مي گرديد. در اين اشعار وصف كرده است: جوهر سال روز نخستين مهر برافروزد از برج خرچنگ چهر بود آب پاشان برسم عجم كه كسري شگون كرده بوده است و جم شهش تيز نيكو شمردي بفال با مرش شدن جشن آن روز سال در آن روز در چارباغ ازدحام نمودند پيش از شمر خاص و عام ز بس ريختند آب بر يكديگر جهان گشت تا ماهي و ماه تر نطيري نيشابوري (متوفي به سال 1021 ه.ق.) كه از شعراي دوره صفويه است، درباره آبريزان در يزد مي گويد: از سيه چشمان هندي آب در چشمت نماند آبريزان مي شود در يزد چشمي آب ده و آب پاشانست در كوي پريرويان يزد تا نماني پاي در گل چشم بر روزن مكن شبه قاره هند كه از ديرباز با ايران روابط بسيار نزديك سياسي و اقتصادي و فرهنگي داده از چند سده پيش برپائي اين جشن ايراني شادي آفرين را پذيرفت، از فرمانروايان هند، سلاطين گوركاني علاقه زيادي به برگزاري جشن تيرگان نشان مي دادند، اين جشن در دربار و كشور هند با مراسم خاصي برگزار مي شد و به صورت يكي از اعياد بسيار مهم در شبه قاره هند درآمد. فرهنگ برهان قاطع كه در 1062 ه.ق. در هندوستان تأليف گرديده است درباره علت برگزاري جشن آبريزگان چنين نوشته است: آبريزان- روز سيزدهم تيرماه باشد گويند در زمان يكي از ملوك عجم چند سال باران نباريد در اين روز حكما و بزرگان و خواص و عوام در جايي جمعيت نموده دعا كردند همان لحظه باران شد بدان سبب مردم شادي و نشاط كرده آب بر يكديگر ريختند، و از آن روز رسم برجاست.» جشن تيرگان يا «تيرماه سيزده» مورد توجه بعضي از شعراي مازندران و گيلان قرار گرفته است. برخي از آنان براي اين جشن شادي آفرين شعرهايي سروده اند، امير پازوري براي جشن «تيرماه سيزده» چنين سروده است: تير مو سيزه شو خجيره دوس لبونه شربت او خجيره گمون برفه و چشن سيو خجيره عيد شو با بار سينه سو خجيره شب سيزده تير ماه زيباست لبان بهم چسبيده را قند آب زيباست ابرو كمان و چشم سياه زيباست شب عيد سينه به سينه يا رز زيباست نيما يوشيج تير در «روجا» ديوان اشعار مازندراني خود، عيد سيزده تير را چنين توصيف كرده است: تير موسيزه بيه و من چو يا ببرم لال از زبون شي چشو خو بايرم بيمو كيجاي و رو تو بايرم دسمال هاد مو هرو برو بايرم سيزده تير ماه بيايد من چوب بگيرم زبانم لال اگر در چشم خواب بگيرم بيايم كنار دختر و او را به رقص بگيرم دستمال بدهم و خوراكي موراكي بگيرم جشن «تيرما سيزده شو» هم اكنون نيز در بيشتر بخشها و روستاهاي باختر مازندران و خاور گيلان برگزار مي گردد. كوه نشينان خاور گيلان جشن تيرگان را همانند مردم باختر مازندران برگزار مي كنند، محمود پاينده لنگرودي درباره برگزاري اين جشن در مناطق كوهستاني گيلان مي نويسد:24 «نخست، نخستين فرزند از يك خانواده و آخرين فرزند از خانواده ديگر، كه با هم آشنايي ديرينه اند، به كنار چشمه ساري مي روند و يك ظرف مسي آب برمي دارند و بي آنكه سخني بر زبان آرند آن را در خانه اي مي گذارند كه شب هنگام در آن جا مراسم جشن آب برپا مي دارند. آنگاه، زنان و مردان آبادي نيت مي كنند و نشانه هايي نظير گوشواره، انگشتر النگو و گردن بند در ظرف آب مي اندازند، شبانگاه گردهم ميآيند و مي نشينند و سفره جشن مي چينند، ظرف آب محتوي اشياء نيت شده را در ميان مي نهند و دختر نوخيز و نابالغي را برمي گزينند و در كنار ظرف آب مي نشانند، مراسم آغاز مي شود و طبري خوان (رباعي خوان robbai – xon) كه بايد به شمار شركت كنندگان در جشن، دست كم يك ترانه بخواند، با اين چهارپاره آغاز مي كند: تيرماه بگوته، مي سيزه چره سنگينه هر كه آب و يگپنه، خوشته مآره اولينه تيرماه بگفت سيزده ام چرا سنگين است هر كس آب برگرفته اولين فرزند مادر خود است. انگشتر طلا، فيروز و ني نگينه بهشت قربان، چه جاي نازنينه انگشتر طلا فيروزه نگين آن است به قربان بهشت چه چاي نازنين است پس از آن، دخترك دست در ظرف آب مي كند و (يك نشانه) را از آن بيرون مي آورد و در برابر ديدگان همگان مي گيرد، تنها صاحب (نشانه) مي داند كه آن چيز، از آن چه كسي است، طبري خوان ترانه را مي خواند و همگان گوش مي كنند و (نشانه گذار نيت كرده) از اشارات و راز و رمز ترانه مي فهمد كه به آرزوي دلش مي رسد يا نه؟ آخرين جشن آب پاشان باشكوه در سال 1332 در كنار درياي چخماله لنگرود و رودسر با شركت چهار تا پنج هزار تن برگزار گرديد، اينجا همان محلي است كه نزديك به 400 سال قبل از آن تاريخ بيش از بيست هزارتن در جشن آب پاشان شركت كرده بودند.
|+| نوشته شده توسط گمنام در چهارشنبه هشتم شهریور 1385 و ساعت 14:36 |
|
درباره وبلاگ
![]() چو ایران نباشد تن من مباد
بدین مرزوبوم زنده یک تن مباد دریغ است ایران که ویران شود کنام پلنگان و شیران شود منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
تیر 1386آذر 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 آرشيو موضوعی
موسیقیبازیها وسرگرمیها جشنها ضرب المثل و زبانزدها آثارباستانی وگردشگاه ها تـــــــاریـــــــــخ صنــــــــایع دستــــــــــی پيوندها
آذربایجانلرستان چارديواري اختياري بلور مهتاب دبيرستان فاطميه ني ريز خبرها و لینکها (عماد خان) قایق شکسته (فراموشی) کلام خدا لرسو ذوالقرنین لربلاگ تاریخ قوم لر وبلاگ شهرستان شوشتر قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |